داستان های کوتاه

31 مرداد 1402

گناه من چیست؟ (قسمت دوم)

من هم مانند آدم های همین ساختمان لباس به تن دارم اما از سنگ ساخته شده است. گرچه رنگی ندارد جز رنگ سفید سنگ. تفنگی در دستم است که قنداق ش را به زمین تکیه داده ام. تفنگی از سنگ که نه گلوله ای از آن به در می شود و نه تکانی می خورد. (بیشتر…)

31 مرداد 1402

گناه من چیست؟ (قسمت اول)

صبح می گذرد و شب می آید. روزها و شب ها می گذرند و من تنها نظاره گر حوادثی هستم که در اطرافم گذر می کنند. (بیشتر…)